شانزدهم ميبينيم. مثلاً نخستين نامهٴ بوسبك از مجموعهٴ معروف نامههاي تركي وي راهنامهٴ قسطنطنيه و آماسيه نام داشت (در سال 1555 نوشته شد، چاپ آنتورپ 1581)1.
گرچه ممكن است بسياري از كشيشان و افراد عادي ارتدكس به قدس سفر كرده باشند، هيچ سفرنامهٴ زيارتي را به زبان يوناني نميشناسم، مگر همان راهنامهٴ فوقالذكر ليبادنوس را، كه با كتابهايي كه زايران مينوشتند، يا براي آنان نوشته ميشد، تا حدي تفاوت دارد. ولي يك سفرنامهٴ زيارتي اصيل وجود دارد كه شخصي بهنام استپان نووگورودي آن را به روسي نوشته است. او در حدود 1348 همراه با هشت تن، نووگورود را بهقصد زيارت بيتالمقدس ترك كرد.آنان به قسطنطنيه رسيدند، ولي گزارش استپان دراينجا ناتمام مانده و نميدانيم پساز آن بر سر آنان چه آمده است.
ج. جغرافياي يهودي
گروه يهودي كوچك، ولي متنوع و برجسته است. ميتوان با اشارهاي به يِـسُد عُلَم آغاز كرد كه آن را اسحاق اسرائيلي كهين در سال 1310 در طليطله نوشت. بخش دوم آن چكيدهاي از جغرافياست. اين كتاب را يوسف بن اسحاق پسر موٴلف بهزودي به عربي تلخيص كرد، ولي اين چكيدهٴ عربي را تنها از راه ترجمهٴ مجدد عبري آن ميشناسم كه به اهتمام يكي ديگر از اعضاي اين خانواده صورت گرفته است.
مهمترين دستآورد جغرافيايي يهود در اين دوره ــ و يكي از بزرگترين آنها در همهٴ ادوار ــ كَـفتُر او ـ فِرَح
تأليف استوري فَرْحي است در سال 1322. فرحي از يك خانوادهٴ اندلسي ساكن جنوب فرانسه بود. هنگامي كه در سال 1306 يهوديان رانده شدند، او به پارپينيان، به اسپانيا و سرانجام به خاور نزديك رفت و در بيت المقدس ساكن شد و هفت سال به مطالعهٴ اماكن فلسطين پرداخت. كَـفتُر او ـ فِرَح نخستين اثر مفصل دراين زمينه است و تا سدهٴ هجدهم يا حتي نوزدهم بهعنوان بهترين اثر باقي ماند.
دوازده سال بعد (1334)، يهودي غربي ديگري كه براي اقامت به فلسطين آمده بود و اسحاق بن يوسف حِـلو نام داشت، مقالهاي در شناسايي راهها و اماكن نوشت، بهنام شِبيله دي يروشالم.
يك تن يهودي اهل بارسلون بهنام يوسف فقوئين پيش از رفتن به مايوركا، سفرهاي زيادي كرد. او در آنجا ازدواج كرد و اقامت گزيد. اطلاعاتي كه تصادفاً دربارهٴ اين جهانگرد به دستمان رسيده، از دادخواستي است كه در سال 1334 به هيماي دوم آخرين شاه مايوركا نوشته است.